طعم خاص هدیه

 


روزی فردی جوان هنگام عبور از بیابان، به چشمه آب زلالی رسید.

آب به قدری گوارا بود که مرد سطل چرمی اش را پر از آب کرد تا بتواند مقداری از آن آب را برای استادش که پیر قبیله بود ببرد.

مرد جوان پس از مسافرت چهار روزه اش، آب را به پیرمرد تقدیم کرد.

پیرمرد، مقدار زیادی از آب را لاجرعه سر کشید و لبخند گرمی نثار مرد جوان کرد و از او بابت آن آب زلال بسیار قدردانی کرد.

مرد جوان با دلی لبریز از شادی به روستای خود بازگشت.

اندکی بعد، استاد به یکی دیگر از شاگردانش اجازه داد تا از آن آب بچشد. شاگرد آب را از دهانش بیرون پاشید و گفت: آب بسیار بد مزه است.

ظاهرا آب به علت ماندن در سطل چرمی، طعم بد چرم گرفته بود.

شاگرد با اعتراض از استاد پرسید: آب گندیده بود. چطور وانمود کردید که گوارا است؟

استاد در جواب گفت: تو آب را چشیدی و من خود هدیه را چشیدم. این آب فقط حامل مهربانی سرشار از عشق بود و هیچ چیز نمی تواند گواراتر از این باشد.

/ 3 نظر / 4 بازدید
آموزش رایگان برنامه نویسی

سلام دوست گلم من نمیخوام مثل بقیه تبلیغ کنم ولی اگر دنبال آموزش،برنامه نویسی و نرم افزار های مختلف هستی من می تونم سایت سورس باران رو بهت معرفی کنم چون انواع آموزش های مختلف فارسی بصورت کتاب و همچنین تصویری وجود داره که از این آموزش ها می تونم آموزش فتوشاپ،برنامه نویسی و حتی ساختن قالب نام برد. و بخش های مختلفی که شامل سورس های برنامه نویسی، دانلود نرم افزارهای مهم و کاربردی و کمیاب نام برد با سورس باران برنامه نویسی را معنایی دوباره بخشیم. یا علی

محمدرضا

سلام دوست عزیز. وبلاگ زیبایی داری. مطلب آخرت برام جالب بود. خوشحال میشم به سایت من هم سری بزنی . اگه دوست داری تبادل لینک کنیم لینک سایت من را بزار تو وبلاگت و از ویلاگت بیا تو سایتم تا من هم لینک وبلاگ تو را داشته باشم آدرس وبلاگت را هم برای یاهو آی در من بفرست من به وبلاگ تو لینک میکنم http://bazar3.ir bazar3@ymail.com

مریم

حکایتی زیبا بود[تایید]