ازدواج در ادیان آسمانی

ازدواج در ادیان آسمانی

در میان تمامی اقوام و ملت ها و مذاهب، ازدواج یک امر پذیرفته شده است. همه هر یک به نوعی ازدواج دارند، همان گونه که پیامبر اسلام (ص) فرمود: "برای هر قومی نکاحی است. لیکن با توجّه به اختلافات فرهنگی، هر قوم و جامعه ای برای خویش آداب و سنن ویژه ای دارد که در این نوشتار نمی توان یکایک آن ها را متذکر شد. اینک به نحو گذرا به بیان برخی از آداب و سنن در پاره ای از ادیان و مذاهب می پردازیم.

سه دین بزرگ و آسمانی اسلام، مسیحیت و یهود برای ازدواج یک سری دستورهای مشترک و هماهنگ ارائه نموده اند. همه می گویند: ارضای امور جنسی باید از طریق عقد ازدواج و روال قانونی باشد. جملگی پیامبران الهی مردم را به پاکی و پاکدامنی تشویق و هدایت نموده .

آنان هم آورنده و تبیین کنندة اعتقادات راستینند و هم مربیان و الگوی اخلاقی و آورندة قوانین متعالی و سازنده. از جملة این قوانین مربوط به ازدواج است                                                                                                                ازدواج در دین یهود

ازدواج در دین یهود، عملی موافق رضایت پروردگار است. خداوند در ابتدای آفرینش به آدم و حوا فرمود: «بارور شوید و زیاد گردید، زمین را پر نموده و بر آن تسلط یابید» این دعایی است که خداوند بدرقه راه دختر و پسری که ازدواج می نمایندکرده است.                                                                                                            در دین یهود ازدواج عقدی است که در آن نوعی امر معنوی و الهی نهفته است. ازدواج عقدی است، میان دو نفر که بر اساس آن برکت خدا را طلب می کند. این قرارداد به صورت کتبی است که شوهر به همسرش می دهد و "کتوبه" نام دارد.

آنان مراسم ازدواج را دریر سایبانی و در حضور صدها نفر برگزار می کنند و جشن می گیرنددر جامعه یهود) اجرای سنتی مراسم ازدواج در زیر یک سایبان، کنایه از آن است که ازدواج بیشتر برای ایجاد یک خانه و کاشانه است تا برقراری یک رابطه. از نظر سنتی، ازدواج تنها به دو نفر مربوط نمی شود، بلکه اتحادی است که در میان دو خانواده به وجود می آید بنابراین جشن ازدواج مستلزم حضور خانواده ی گسترده ی دو طرف است. این نکته دلیلی است بر کثرت تعداد شرکت کنندگان در جشن ازدواج، که معمولا با حضور 300 نفر میهمان یا بیشتر برگزار می شود.

یهودیان ازدواج یهودی با غیر یهودی را روا نمی دانند.در دین یهود نفقة زن بر عهدة مرد است.سن مناسب ازدواج برای مردان هیجده و برای دختران دوازده و نیم و این را سن بلوغ دختران می دانند.

پدر می تواند دخترش را که زیر سن بلوغ است شوهر دهد، لیکن اگر دختر به این سن رسد و به ازدواج راضی نشد، ازدواج فسخ می گردد و نیازی به طلاق نیست.

مرد می تواند چند زن بگیرد.(برخی گفته اند محدودیت ندارد. برخی هم در چهار زن محدود کرده اند).

در دین یهود طلاق پذیرفته شده و اختیار آن در دست مرد است و نحوة آن هم چنین است که شوهر طلاق نامه را که "گِت" می نامند، به دست زنش می دهد و با تسلیم آن طلاق محقق می شود.

مرد باید ضمن طلاق زوجة خود مهریه ای را که حق او است به وی بپردازد.

گاهی هم نباید مهریه اش را بپردازد، و آن در صورتی است که زن در اجرای قوانین یهود سرپیچی کند،‌ مثلاً: بدون پوشاندن سر خود به میان مردان رود؛ با مردان از روی سبکسری گفتگو کند؛ در حضور شوهر خود به والدینش دشنام دهد؛ در خانه با شوهر خود با صدای بلند در امور زناشویی صحبت کند و همسایگان سخنش را بشنوند. در این امور ازدواج باطل می شود و مرد می تواند بدون پرداخت مهریه از او جدا شود.

دین مسیحیت:

قوانینی که در دین یهود وجود دارد، در دین مسیح هم پذیرفته شده، چون که در عهد جدید آمده است که عیسی(ع) گفت: "من نیامده ام تا شریعتی موسی را از بین ببرم، بلکه آمده تا آن را تکمیل نمایم".

بنابراین می توان گفت که در مجموع قوانین یهودیان در امر ازدواج مورد پذیرش مسیحیان نیز هست، لیکن با اندکی تفاوت، از جمله:

- نزد مسیحیان ازدواج حتماً باید دائمی باشد و قابل انقطاع نیست. آنان طلاق را به رسمیت نمی شناسند و هر فردی حق دارد تنها یک بار ازدواج کند، نه بیش تر.

- نزد مسیحیان ازدواج و تأهّل از ارزش دینی برخوردار نیست، بلکه تأکید آنان بر تجرد است. مسیحیان بر تجرد به مثابه آرمانی والا، به خصوص از آن جهت که عیسی ازدواج نکرده تأکید دارند.

برخی از این احکام در اسلام نیز وجود دارد و برخی مردود است که بررسی یکایک احکام، آداب و مراسم ازدواج به صورت مقایسه ای فرصتی فراتر از نگارش در یک نامه را می طلبد.

امروزه اقلیت های مذهبی،‌ یهودیان و مسیحیان در ایران،‌ همانند مسلمانان برای رسمیّت بخشیدن به ازدواجشان در اماکن مذهبی خویش عقد ازدواج را توسط عالم دینی خویش جاری می کنند و در دفتر ازدواج ثبت می نمایند.

در کشورهای اروپایی و بسیاری از نقاط جهان ثبت ازدواج در دفاتر دلیل بر رسمیت بخشیدن به آن است. در برخی همانند هندوها رسمیت ازدواج، برگزاری مراسم در حضور افراد است و نیازی به ثبت در دفاتر ازدواج ندارند. در مقابل کاری که برای مردم انجام می دهی انتظار تشکر نداشته باش، این خود نوعی گدایی ایست. "پیرجو

دین اسلام

خداوند متعال جهان خلقت را با هدف آفریده و در این میان انسان را به عنوان اشرف مخلوقات خویش برگزیده و بار امانت الهی را بر دوش او نهاده است.خداوند انسان را دارای اختیار و اراده قرار داده و راه رشد و تکامل را پیش روی او گشوده  است،تا با حرکت در مسیر استکمالی خویش که همان قرب الهی است،به هدف آفرینش نزدیکتر شود.                                                از منظر اسلام که دینی است کامل و جامع،ازدواج صحیح ابزاری است که بسیار زیاد به این رشد و تکامل کمک می کند و به آن توجهی خاص شده و نسبت به آن ترغیب شده است.

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:زنان و مردان مجرد و غلام ها و کنیزان شایسته تان را همسر دهید،اگر فقیر باشند خدا از فضل خود بی نیازشان گرداند،خداوند بخشنده و دانا است.نور/23

و نیز می فرماید:یکی از نشانه های خداوند این است که از جنس شما برایتان همسر آفرید تا موجب آرامشتان باشد،و بین شما الفت و مهربانی قرار داد...روم/21

 در اسلام توصیه های فراوانی نسبت به ازدواج به موقع و همچنین نکوهش مجرد ماندن شده است تا حدی که رسول خدا (ص)فرموده اند :هرکس ازدواج کند نیمی از دین خود را حفظ کرده است. این سخن بیانگر اوج اهمیت ازدواج در تکامل انسان می باشد.همچنین پیامبر خدا (ص)در کلامی دیگر  می فرمایند:هیچ چیز نزد خدا محبوب تر از خانه ای که در اسلام به ازدواج آباد شود نیست.

 خانواده در اسلام از جایگاه ویژه ای برخوردار است،و یکی از اهداف ازدواج را تشکیل خانواده و تربیت نسل صالح برمی شمارد.

 امام رضا(ع)در این باره می فرمایند:اگر درباره ازدواج دستوری از خدا و پیامبر هم صادر نشده بود،همان فواید(اجتماعی)که خدا در آن نهاده-از قبیل نیکی با خویشاوندان و پیوند با بیگانگان-کافی بود که خردمندان و مصلحت اندیشان را بدان ترغیب کند.

 

 

رهبر معظم انقلاب نیز در نصایح حکیمانه ای ضرورت و آثار ازدواج را این چنین توصیف می کنند:مطلب اول و اصلی،این است که این ازدواجی که خدا ی متعال سنت قرار داده و آفرینش هم آن را اقتضا می کند،یکی از نعمت ها و اسرا الهی و یکی از پدیده های اجتناب نا پذیر زندگی بشری است.می شد که خداوند در قوانین آسمانی،این موضوع را لازم،واجب و حتمی و یا مجاز کند و مردم را رها کند تا یکی یکی بروند و با هم ازدواج کنند،اما این کار را نکرده است.بلکه ازدواج را یک ارزش قرار داده ،یعنی کسی که ازدواج نمی کند خود را از این ارزش محروم نموده است.(خطبه عقد 6/10/72)

از نظر اسلام ،تشکیل خانواده یک فریضه است.عملی است که مرد و زن باید آن را به عنوان یک کار الهی و یک وظیفه انجام بدهند.اگرچه شرعا در زمره واجبات ذکر نشده،اما به قدری تحریص و ترغیب شده است که انسان می فهمد خدای متعال بر این امر اصرار دارد،نه آن هم به عنوان یک کارگزاری،بلکه به عنوان یک حادثه ماندگار و دارای تاثیر در زندگی و جامعه.لذا این همه بر پیوند میان زن و شوهر تحریص کرده و جدایی را مذمت نموده است.(خطبه عقد 11/12/1377)

/ 0 نظر / 20 بازدید